فاصله ای...

سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1389
 فاصله ای هست... دیواری ز کین سازم؟ یا قدمی ز مهر بردارم؟
نظرات (9)
سلام
حتما اخلاق منو تو چلگوجه دیدی که اهل تعارف و چاخان نیستم. اما باورکن این یکی به نظر من از هر لحاظ محشره. از طرفی جنبه ای داره که متفاوت از بقیه است. اونم عدم انفعال . یعنی فقط توش تسلیم نیست ( همون بحثی که با هم قبلا داشتیم) بلکه تهاجم هم هست.
لیذیم. خیلی مرسی.
پاسخ:
ممنون دوست همیشگی...
نیمی رو دیواری ز کین ساز نیمی را هم نیم قدمی ز مهر....
پاسخ:
بعضی فاصله ها پر نشدنیست
پاسخ:
یکی پر می شود تا دیگری جایش خالی شود...
غرورت که به اندازه باشد جایی بین دیوارکینه و قدم پر مهر چادر می زنی
پاسخ:
سلام
خوبی
کم پیدایی

راستی می بینم که کم کار شدی ... چرا ؟

تو شعر فکر می کنی و به نظرم باید شاعر باشی ...باور کن چند تا از کارات از طرحهای خیلی از شاعر های سپید سرا بهتره ... راستی کجا زندگی می کنی ؟ فکر نمی کنم همشهری باشی ...
در مورد این پستت باید بگم که مثل همیشه کشفت خیلی عالیه فقط یک نکته تو ذوق می زنه و اون استفاده از کلمات کهنه ای مثل « ز » و « کین »

با زبان امروز حرف بزن .چه اشکالی داره ؟... در واقع می خوام بگم با زبان دیروز حرف زدن کلی اشکال داره ...

پاسخ:
سلام
ممنون بخاطر اظهار لطف و همچنین نگاه موشکافانه تون که حتما لحاظ خواهم کرد...
امید بعد از این بیشتر بنویسم...
بهترینها از آن شما
(در ضمن بسیار بسیار خوشحال شدم )
بی تعارف میگم
خیلی خیلی قشنگ بود.ممنون
گامی ز مهر بردار تا مثل همیشه دیوار کینه به دست او ساخته شود و تو پا در هوا بمانی...
(این تاوان مهربانی ست....)
قدمی زمهر در میان فاصله از برای خویش................
سلام. خیلی زیبا بود
پاسخ:
دستم به خالکوبی و خون مبتلا شده ست
هربار خواستم بنویسم : «به نام تو»
..
...
....
سلام
به روزم و منتظر به دیدار شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد