آنقدر...

سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389

آنقدر از خویش لبریزم که به ستایش تنهاییم می نشینم...

نظرات (9)
این تنهایی رو دوست دارم من.
از خودت که لبریز شی دوباره بر میگردی به خودت....
و چقدرررررررررر شیرین زهرماریست این تنهایی...
خوش به حالت
در این نقطه از تنهایی به خیلی چیزها می شود رسید!
پاسخ:
دقیقا...
تنهاییم قابل ستایش است
پاسخ:
تنهایی یک همیشگی ست...
سلام
آن سوی دلتنگی خدائی هست
که داشتن ش
جبران همه نداشتن هاست !
در پناه حق باشی
با عزت لبریز شدنی است. البته به شرطی که به نارسیسیم منتهی نشه
چرا تزگی ها کمتر میای چلگوجه؟
اونجا متظرتیم
سلام مهرنوش جان
ممنون که به شعر من در 40 گوجه سر زدی و نظر دادی
خوشحالم کردی ...
مواظب خودت باش
خلوت با خویشتن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد