هجوم...

پنج‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1390
 هجوم ضربه های تنهایی روحم را زخمی کرده است.........

نظرات (6)
پاسخ:
کو سپر با تو بودن که مرا پناهی باشد از این زخم های کاری ...
پاسخ:
سلام ...
کم کم عادت میکنی به تنهایی و دیگه ضربه ای احساس نخواهی کرد...بعد از چند وقت کلا احساس نخواهی کرد هیچ چیز را...
پاسخ:
حال خوبی نیست...
سلام
گاه هم هجوم ضربه های دیگران...
زیبا بود.
پاسخ:
سلام دوست من...
ضربه های دیگران که دیگه عادیست...
زخم تنهایی بهتر است از مرحمی نمکی برای این زخم
پاسخ:
زخمها دارن خوب می شن و با تنهایی خو گرفتیم...
سلام
خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم .
خوشحالم هنوز می نویسی .
در پناه حق باشی



پاسخ:
سلام
خوش حالم که اومدی...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد