X
تبلیغات
رایتل

نگاهم...

شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1389

نگاهم٬ فرو افتاد در چشمانی که نهایتش٬ ترنمی آرام در خلاء بود.

نظرات (16)
شاید وانمود می کرد...
پاسخ:
شاید...
اری این چنین غرق نگاهت شدم
پاسخ:
خوش به حال چشمانش که نگاهه تو بهشون افتاد
پاسخ:
چشمانش مهربان بود اما...
چشمانی پر از خالی
چشم هایت جادویم کرد...
درقعر این خلاء فرو افتادم!
یعنی ٫ خوب بود یا بد؟!
پاسخ:
پارادوکس بود...
در عدم دیدی چشمهایش را شاید
پاسخ:
شاید...
حتما با گوش دل شنیدی چون در خلاء صدائی نیست !

پاسخ:
بازم شاید...
کسی چه می داند؟ شاید هم همین شد که شما فرمودید...
شاد زی
یه آن نفستو قفل کن و سکوت.../
شایدم فیلمش بوده؟ پارادوکس زیبایی بود
پاسخ:
شاید...
خوبی مهرنوش بی مهر...؟؟؟
سیلام سیلام
چرا سایتون سنگین شده و تازگی ها دیر به دیر سر به چلگوجه می زنید؟
یاد آن شب که تنگ ماهی را
تا گلو با شراب پر کردی
از تماشای رقص ماهی ِ مست
لحظه ها را چه ناب پر کردی

.
.
به روزم و منتظر حضورشما
چرا پست نمیدی؟
سلام
کجایید؟
دلمون تنگید واسه جمله های قشنگت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد