X
تبلیغات
رایتل

بعد از ...

سه‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1389

بعد از تو بود که کلام شعر شد و شعر آوازی سر داده٬ در اتاق خسته ام!

گویی ! ستایش ماه را آموخته ام.


نظرات (8)
بعد از تو گلویم خشکید...تمام شعرهایم سروده نشد ...فقط گلوی خشکم را جر داد...
پاسخ:
تمام ابنها وقتی او بود رخ داده بود...
گویی در آب نفس عمیق کشیده ام!
پاسخ:
نفس عمیق در آب!!! جالب بود
"بعد از تو مطمئنم ، که اتفاق خاصی نمی افتاد همیشه .."
-
ممنون که هستی ، تصدقت
پاسخ:
اما برای من اتفاقات خوبی افتاد...
حداقل میدونم که دوستش دارم اما نیازمندش نیستم
وقت عبور
از گل های باغ نگاهش به یادگار برداشتی ؟
پاسخ:
تا بخواهی...
و چون واژه هایم شعر شد چنین سرودم
__________________
هرشب هجر برآنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ خروشم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
________________
زیبا بود...
پاسخ:
بعد از تو...؟
هیچ مهم نیست
بعد از تو زندگی تداعی روزمره تکرار بود چون بودن تو.../
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد